رمان خاطرات برهنه نوشته مهسا رمضانی دانلود با لینک مستقیم

دانلود رمان خاطرات برهنه نوشته مهسا رمضانی با لینک مستقیم

دانلود رمان خاطرات برهنه با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان خاطرات برهنه: اجتماعی ، عاشقانه
رمان خاطرات برهنه نوشته: مهسا رمضانی

دانلود رمان خاطرات برهنه

خلاصه داستان: آرام برای فرار از وضع نابسامان خانوادش تلاش می‌کنه که مثل دوستش زهرا خوش باشه و خوش بگذرونه.
درست و غلط راهی که در پیش داره یک طرف، وجود خانواده‌ای که به اصطلاح خوشبختی آرامو می‌خوان یک طرف.
هر دوی این‌ها دست به دست هم میدن و آرامو تو تو مسیری هل می‌دن که پایانش طرح و صورتی خوشی نداره.
آرام توی یه زندگی بی‌سر و ته، که به ظاهر پر از خوشبختی و در باطن پر از نکبته اسیر می‌شه.
پایان این ماجرا رو مردی رقم می‌زنه.
اون مرد کی می‌تونه باشه؟ اون مرد…
قسمتی از رمان خاطرات برهنه
صدای فریاد در گوشم می‌پیچد. می‌نالم.
آرام‌تر از همیشه می‌نالم.
انگار دیگر قدرت ندارم.
قدرت فریاد دوباره. گلویم می‌سوزد.
تنها به این فکر می‌کنم که باز هم شکست خورده‌ام. باز هم نابود شده‌ام.
تنها به این فکر می‌کنم که چرا باید این‌طور می‌شد! دستی بر روی موهایم می‌نشیند.

نــوازش های آرامی‌که فقط بوی آرامش می‌دهند، نه بوی هزار و یک خصلتی که فقط مردنماها دارند.
آرام‌تر از همیشه می‌شوم.
غرق در یک زندگی رؤیایی، که فقط رویایم آن را می‌دید.
ـ آروم بخواب عزیزم…
چقدر این تک جمله‌ی ساده به دلم می‌نشیند!
چقدر این‌بار برخلاف همیشه اسمم را دوست دارم. چقدر می‌خواهمه‌ش.
ـ دیگه هیچ‌کسی آزارت نمی‌ده. این‌بار تا آخر راه کنارت می‌مونم.
می‌دونم که صدامو می‌شنوی. نمی‌ذارم! باور کن این‌بار‌ نمی‌ذارم.
کمی‌جابه‌جا می‌شوم و باز صدای ناله‌ام به هوا برمی‌خیزد.
صدای حرف زدنش بیشتر و بیشتر می‌شود.
ـ درد داری خانوم؟ خودم درمونت می‌شم. یه کم صبر کن! الان مسکن‌ها عمل می‌کنه و خوب می‌شی، فقط یه کم تحمل کن.
اون‌وقتی‌که خواب بری و وقتی بیدار…

آپلود رمان درخواست رمان

کاربر محترم اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را از تارنمای نوول باز داریداینجا کلیک کنید

گزارش مشکل راهنمای دانلود
دانلود جدیدترین رمان ها از کانال دانلود رمان :) عضویت در کانال دانلود رمان
۳ نظر ارسال شده
  1. رحمان گفت:

    من رمان های از این نظیر خیلی کم میخونم اما واقعا غمناک چنین اتفاقاتی واقعا به پرده کشیدن این حرفا جسارت میخواد

  2. ناشناس گفت:

    ممنونم از نویسنده اش از بهترین رمان هایی بود که خوندم و کلی گریه کردم و شجاع شدم ممنونم از نویسنده و ممنونم از شما که در اختیار ما قرار دادین

  3. الهه غاربی گفت:

    ممنون بخاطر رمان زیباترین. بعضی اتفاقات داستان شبیه زندگی منه. زندگی من تلخ تر و گزنده تره. خاطراتم زنده شد. ممنونم بخاطر جسارت شما در نوشتن. عالی بود موفق باشید