رمان پنجره ها می میرند نوشته رهایش دانلود با لینک مستقیم

دانلود رمان پنجره ها می میرند از رهایش با لینک مستقیم

دانلود رمان پنجره ها می میرند با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان پنجره ها می میرند: عاشقانه
رمان پنجره ها می میرند نوشته: رهایش

دانلود رمان پنجره ها می میرند

خلاصه داستان: زندگی فراز و نشیب های زیادی داره.
زندگی هزار راه نرفته است که با انتخاب هر کدوم از راه ها اتفاقات گوناگونی رو برای خودمون رقم می زنیم.
گاهی خوشنودیم از مسیر رفته و گاهی حسرت به دل و پشیمون از تصمیمات اشتباهمون به عقب نگاه می کنیم و آه سینه سوزی می کشیم.
قصه قصه ی پسریه که وقتی راهی رو می رفته ایمان داشته که درست می ره و حالا…!
همیشه برای مردد بودن فرصت هست!
قسمتی از رمان پنجره ها میمیرند
همیشه برای اینکه تردید و شک به دل آدم راه پیدا کنه نشونه هایی هست!
روزهای سخت و تلخ و بالا و پایین های زندگی پسری رو می خونیم که قطارش از ریل خارج شده و داره سعی می کنه دوباره به مسیر هدایتش کنه!…
بارون اونقدر تند شده که بخواد تا عمق لباسهام نفوذ کنه اما من مرد عقب نشینی کردن نیستم!

هه! عقب نشینی!
انگار تو صف اول کارزارم که حرف از عقب نشینی می زنم!
تو این چند سال اونقدر عقب رونده شده ام که پشتم فقط دیوار باشه!
اونقدر عقب عقب رفته ام که دیگه راهی برای عقب نشینی بیشتر نباشه!
آره سخته!
سخته که پیش خودت معترف باشی اشتباه کردی!
شجاعت عجیبی می خواد!
سخته از خودت شرمنده باشی اما…
سخت تر از اون شرمنده بودن در مقابل کساییه که یه عمری دوستت داشتن و نگرانت بودن و دوستشون داشتی و نگرانشون بودی و هستی!
صدای لاستیک ماشینی که آب جمع شده ی کف خیابون رو به اطراف می پاشونه نظرم رو جلب می کنه.
بر می گردم و نگاهی بهش می اندازم. درست… 

آپلود رمان درخواست رمان

کاربر محترم اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را از تارنمای نوول باز داریداینجا کلیک کنید

گزارش مشکل راهنمای دانلود
دانلود جدیدترین رمان ها از کانال دانلود رمان :) عضویت در کانال دانلود رمان
۵ نظر ارسال شده
  1. زهرا گفت:

    فوق العاده بود… حتما حتما بخونید…

  2. ریحان گفت:

    فوق العاده اس… خیلی عالی بود مرسی از نویسنده عزیز…

  3. زهرا گفت:

    عالی بود.هم موضوعش متفاوت بود هم داستان به قلم زیبایی نوشته شده بود.موفق باشی نویسنده📙

  4. Sara گفت:

    عالیییییی بود رهایش قلم فوق العاده ای داره و خیلی جالبه که بیشتر رمان هاشون از زبان مرد داستانه عاشق شخصیت پندار (این رمان) و کنعان (دستهایم حافظه دارند) شدم

  5. زهرا گفت:

    در یک کلام عالییییییییییییی.
    هر چی بگم باز کم گفتم فقط میتونم بگم قلمت مانا باشه نویسنده جان